|

« سپندارمز»
يا « سپنتا آرمئي تي » ايزد بانوي زمين است و جشن اسفندگان
يادآور اين امشاسپند سودرسان است.
آرمئيتي را
فروتني، بردباري و فرمانبرداري چم(معنا) كردهاند و اين
امشاسپند نماد و نشانهاي از اين معاني و افزودن بر آن،
ايمان و فداكاري و مهر و محبت دانستهاند كه ياري رسان و
پشتيبان زنان نيك و پارسا به شمار ميرود.
آيين
بزرگداشت اين ايزد بانو و جشن اسفندگان هم اكنون در ٢٩
بهمن ماه برگزار ميشود و در ايران باستان در روز پنجم از
ماه اسفند بود، چون سپندارمز يا سپندارمزد نام پنجمين روز
از روزهاي ماه زرتشتي است.
اين جشن نشان
و نمادي از ارزش و جايگاه زن در فرهنگ پربار و كهن ايران
است. كوتاه سخن اين جشن ديدگاه روشن ايرانيان باستان به زن
در زماني است كه او در جهان از جايگاهي برخوردار نبود و به
او تنها همچو كنيز نگاه ميكردند. اين گونه بود كه گروه
مردماني توانستند سدههاي دراز، جهان را شيفته و گيراي
فرهنگ فرهيخته و زيباي خود كنند.
امروزه نيز
زرتشتيان همچنان گذشته اين روز را به نام روز زند و روز
مادر جشن ميگيرند.
در ايران
باستاني در اين روز زنان به شوهران خود مهر ارمغان
ميدادند و مردان، زنان و دختران را بر تخت شاهي مي
نشاندند و به آنها پيشكشي ميدادند. اين پيشكشي ميتوانست
از يك شاخه گل تا هر چيز ديگري باشد.
انگيزه
جشن سپندارمزگان
همساني زن و
مرد در ايران باستان يكي از آيين سپند و جدايي ناپذير
فرهنگ ايران بود. زنان ايران باستان پادشاه، فرماندار(
وزير)، مهساز (مهندس) و سركده(فرمانده) سپاه ميشدند كه
آرتيميس يكي از آنان بنام ترينشان است. ولي اين همساني
تنها به كارنامه امپراتوري گذشته ايران بسنده نميشود و
ريشههاي كهن فرهنگي داشت. در اوستا، زن از جايگاه بلند و
ارجمندي برخوردار است، براي نمونه در اوستا ميخوانيم:
دختران در گزينش همسر آزادند و پدر و مادر نميتوانند
دخترانشان را وادار به پيوند با كسي كه او دوستش نميدارد،
بكنند.
اين مطلب با
بندي از گاتها به پايان ميبريم:
« اي آرمئي
تي، اي نماد و نشانه ايمان و دوست داشتن، آن پرتو ايزدي را
كه پاداش زندگاني سراسر نيك منشي است، به من ارزاني دار» (
گات ها هات ٤٣ بند يك ) |